دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت :
آمدم نعره مزن ؛ جامه مدر ؛ هیچ مگو گفتم : ای عشق من از چیز دگر میترسم ! ! !گفت : آن چیز دگر نیست ؛ دگر هیچ مگو
RSS